سيد احمد على خسروى
560
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در كلف و وشم و خيلان است پس اگر سوى سرخى زنند آن لكّها نمش است و اگر بسياهى زنند برش است و آن لكها اگر به يكديگر وصل شوند و آلوده بهم باشند و تغيّر صورت باشد بسوى سياهى و حدوث آثار تيرگى كلف و اگر سرخى و برآمدگى از جلد همين كلف پيدا كرده خيلانش مىگويند و وشم رنگى و خالهائى است كه در بدن كوبيدهاند زيرا خال را بايد سوزن بعضو زنند و جاى آن را نيل پر كنند و اين زايل نخواهد شد لذا اگر خواهند جاى خالها و سياهى عضو بر طرف گردد بايد بدستورى كه ذكر مىشود عمل نمايند تا بر طرف گردد بدان كه علاج اينها اين است كه بگيرند از فضله كبوتر و فضله گنجشك بسايند و با سركه مخلوط كنند و بمالند صبح و عصر تا زايل شوند و يا فضله كبوتر را با نمك مخلوط كنند و بمالند و نيز بگيرند از نوره ( آهك ) دو جزء و از فلفل يك جزء و از زرنيخ زرد و سرخ از هريك دو جزء بكوبند و با عسل خمير كنند و بمالند بعضو چند روز بماند بعد بشويند و نمك بپاشند دو روز بماند مرتبه ثانى بشويند و از دوا بمالند و مكرّر كنند تا لكهاى سياه را بردارد و از چيزهائى كه كلف و نمش و برش را زايل مىكند اين است كه بگيرند از تخم ترپ و خردل مساوى بكوبند و با انجير حلشده در سركه خمير كنند و بگذارند بالاى اين امراض گرچه اين دواها را مثل خالهائى كه كوبيده شده است اثر قوى ندارند و بهترين دوا و علاج اين است كه در مثل خال اسيد سولفوريك سه الى چهار دفعه بزنند تا پوستكن نمايد و زخم شود و از ريشه بيرون آيد و بعد بمرهم داخليون اسود زخم او را معالجه نمايند و در مثل بهق اسيد سولفوريك را در آب حل كنند و بمالند تا آثار آنها را از جلد بدن زائل نمايند